تبليغاتX
قلم نوک تیز
من،دانشجوی رشته ی علوم ارتباطات ،متولد 1368 از شهر همیشه زنده کاشان هستم.
راستی چرا آدم پیر میشه ؟

mana14.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 7:12 بعد از ظهر  توسط فهیمه مسگری | 
سلام

همون طور که می دونید شهر من به هنرمند و دانش پروری مشهوره. که البته کلاس ما هم از این خصوصیت شهر من بی بهره نمونده

اما سهراب هم یکی از افتخارات ما ایزانی هاست اینم یه شعر از سهراب :

ريخته سرخ غروب
جابجا بر سر سنگ.
كوه خاموش است.
مي خروشد رود.
مانده در دامن دشت
خرمني رنگ كبود.

سايه آميخته با سايه.
سنگ با سنگ گرفته پيوند.
روز فرسوده به ره مي گذرد.
جلوه گر آمده در چشمانش
نقش اندوه پي يك لبخند.

جغد بر كنگره ها مي خواند.
لاشخورها، سنگين،
از هوا، تك تك ، آيند فرود:
لاشه اي مانده به دشت
كنده منقار ز جا چشمانش،
زير پيشاني او
مانده دو گود كبود.

تيرگي مي آيد.
دشت مي گيرد آرام.
قصه رنگي روز
مي رود رو به تمام.

شاخه ها پژمرده است.
سنگ ها افسرده است.
رود مي نالد.
جغد مي خواند.
غم بياويخته با رنگ غروب.
مي تراود ز لبم قصه سرد:
دلم افسرده در اين تنگ غروب.


+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 1:40 بعد از ظهر  توسط فهیمه مسگری | 

دوستان عزیز سلام

(بی زحمت این مطلبو تا تاریخ جمعه شب یلدا نخونید چون من واقعا وقت ندارم بیام وبلاگ رو به روز کنم

مخصوصا هم طولانی نوشتم که تا جمعه اون هفته تموم نشه )

يلدا ، شبي بلند كه به ايزد مهر پيوند مي‌زنند

ايرانيان قديم شادي و نشاط را از موهبت هاي خدايي و غم و اندوه و تيره دلي را از پديده هاي اهريمني مي پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوري و شب يلدا و سنت هاي  ديگر در واقع بيانگر اين حقيقت است كه ايرانيان پس از رهايي از بيدادگري و ستم به شكرانه بازيافتن آزادي، جشن برپا مي ساختند و پيروزي نيكي بر بدي و روشنايي بر تاريكي و داد بر ستم را گرامي مي داشتند.
شب يلدا نيز يكي از اين موارد است. در دوران كهن، شب مظهر تاريكي و تباهي و وحشت بوده و اغلب سعي مي كردند كه شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور، خانه روشن باشد. تا پليدي و تباهي در آن راه نيابد. شب يلدا طولاني ترين شب ها است. يعني تسلط تاريكي بر زمين از تسلط نور خورشيد و روشنايي مي كاهد. و چون فرداي اين شب روشنايي بر ظلمت غالب و روز طولاني مي شود،
ايرانيان تولد دوباره خورشيد را كه مظهر روشنايي است جشن مي گيرند.  
در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي
ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست. در هر ماه روزي را كه نام روز با نام ماه يكي باشد، جشن مي گرفتند .
دي ماه، در ايران كهن، چهار
جشن، وجود داشت. نخستين روز دي ماه و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست و سوم، سه روزي كه نام ماه و نام روز يكي بود. و در اين سي روز ماه، سه روز آن ?دي? نام دارد و هر سه روز را در گذشته جشن مي گرفتند. امروز از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دي ماه، يا شب يلدا را جشن مي گيرند، يعني آخرين شب پاييز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال.
يلدا از نظر معني معادل با كلمه نوئل از ريشه ناتاليس رومي به معني تولد است و نوئل از ريشه يلدا است
.
واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است . ولادت خورشيد ( مهر و ميترا )  و روميان آن را ( ناتاليس انويكتوس ) يعني روز ( تولد مهر شكست ناپذير   ) نامند . 

 اجداد ما اين شب را تا به صبح به جشن و پايكوبي به گرد آتش ، مي‌پرداختند ، برخواني الوان از ميوه‌هايي چون هندوانه، خربزه، انار، سيب، خرمالو و به مي‌نشستند.
اين ميوها هريك بار معنايي نمادين با خود دارد، هندوانه كه قاچ‌هاي مدور مي‌خورد چون خورشيد، يادآور گرماي تابستان و فرونشاندن عطش است.
انار صندوقچه دانه‌هاي مرواريد ، سرخ كه خود نماد تناسل نسل و زايش است و شب چره‌هايي كه با شكستن آن شادي را با خود به همراه مي‌آورد و دمي همه را از حرف زدن باز مي‌دارد.
پايان فصل خزان و فرارسيدن سرما و دگرگوني رنگ زمين از زردي خزان به سفيدي عشق و محبت را ايرانيان از ديرباز در شبي بلند و مهربانگرامي مي‌دارند. جاي جاي ايران زمين به عنوان سرزميني كهن با كوله‌باري مملو از آيين‌هاي هزاران ساله، " يلدا " بلندترين شب سال را به گونه‌اي خاص و برگرفته از آيين‌ها و سنت‌هاي بومي منطقه به صبح مي‌رسانند.
آيين‌هاي شب يلدا گرچه در گذر ايام دستخوش تغييراتي شده اما همچنان در سنت‌هاي مناطق مختلف كشور مورد توجه قرار دارد. هرچند كه زندگي ماشيني و گرفتاري‌هاي روزمره ، موجب ايجاد فاصله ميان مردم ايران با سنت‌ها و آيين‌هاي گذشته شده ، اما هنوز هم جلوه‌ها و نمادهاي از سنت‌هاي ويژه‌اي از ايران باستان در ايامي مانند شب يلدا و نوروز به چشم مي‌خورد. نكته زيبا و بيادماندني بلندترين شب سال در اين است كه همه ايرانيان اعم ازفارس،ترك،كرد،لر،بلوچ و عرب،شب يلدا را شب جشن،شادي، دور هم‌نشيني ، مهرورزي،دوستي و صداقت مي‌دانند. آنچه در اين ميان و برگزاري آيين‌هاي ويژه شب يلدا جالب است شباهت‌هاي جشن كريسمس به يلدا است، مورخان مي‌گويند اين جشن گرچه متعلق به مسيحيان است اما در اصل از ايران باستان و آيين"مهر"(ميترائيسم) گرفته شده و به همين دليل، با دي و شب يلداي ايراني همزادي و اشتراكات فراوان دارد.
زمان "كريسمس" اكنون نيز ميان شاخه‌هاي مختلف مسيحيت اعم از ارتدوكس ، كاتوليك و پروتستانها، متفاوت است و هريك، مبنايي را براي آن تعيين كرده‌اند گرچه همگي به سالروز تولد "مهر" (ميترا) - خداي پاكي- در ايران باستان نزديكند. با يلدا واپسين ساعات خزان گذر مي‌كند و صداي پاي زمستان با سوزي سرد اما نوازشگر به گوش مي‌رسد.خيانها شلوغ و پر رفت و آمد است انگار نفس گرم شب يلدا و دور هم نشستن، سوز سرما را از ياد برده‌است.

شب يلدا در خراسان به " شب چله " معروف و داراي پيشنيه ديرينه‌اي است و مردم دراين شب با شركت در شب نشيني‌هاي طولاني و خوردن انواع ميوه و تنقلات سعي در بهتر گذراندن طولاني‌ترين شب سال دارند. مردم اين منطقه براي استقبال نخستين روز از سردترين فصل سال تا آنجا كه توان مالي دارند ، در خريد ميوه‌هاي مخصوص شب يلدا مانند هندوانه ، انار و خربزه كوتاهي نمي‌كنند.
بردن هديه به خانه عروس با عنوان " شب چله‌اي " از ديگر مراسم شب يلدا در استان خراسان به ويژه مناطق جنوبي اين استان است. در اين شب براي دختراني كه به تازگي نامزد شده‌اند،ازسوي خانواده داماد، هدايايي فرستاده مي‌شود و خانواده‌هاي عروس و داماد دور هم جمع مي‌شوند. در اين شب افراد با جمع شدن در خانه بزرگ فاميل، خواندن شعر و داستان، خوردن شيريني ، آجيل و انواع تنقلات، بلندترين شب سال تا پاسي از شب بيدار مي‌مانند.

يكي از آيين‌هاي ويژه شب يلدا در استان خراسان جنوبي برگزاري مراسم "كف زدن" است. در اين مراسم ريشه گياهي به نام چوبك را كه در اين ديار به "بيخ" مشهور است، در آب خيسانده و پس از چند بار جوشاندن، در ظرف بزرگ سفالي به نام "تغار" مي‌ريزند. مردان و جوانان فاميل با دسته‌اي از چوب‌هاي نازك درخت انار به نام "دسته گز" مايع مزبور را آنقدر هم مي‌زنند تا به صورت كف درآيد و اين كار بايد در محيط سرد صورت گيرد تا مايع مزبور كف كند. كف آماده شده با مخلوط كردن شيره شكر آماده خوردن شده و پس از تزيين با مغز گردو و پسته براي پذيرايي مهمانان برده مي‌شود. در اين ميان گروهي از جوانان قبل از شيرين كردن كف‌ها با پرتاب آن به سوي همديگر و ماليدن كف به سر و صورت يكديگر شادي و نشاط را به جمع مهمانان مي‌افزايند.
اما در استان اصفهان نيز از قديم‌الايام آيين‌هاي ويژه‌اي وجود داشته كه كم و بيش هنوز هم ادامه دارد.به باور اصفهاني‌هاي قديم ، زمستان به دو بخش "چله" و "چله‌كوچيكه" تقسيم مي‌شد كه موعد چله از اول ديماه تا ‪ ۱۰‬بهمن بود اما "چله كوچيكه" از دهم بهمن آغاز مي‌شد و تا سي بهمن ادامه داشت. البته آيين برگزاري شب چله در اصفهان به دو نام"چله زري" (ماده) و"عمو چله"(نر) تقسيم مي‌شود زيرا از گذشته تاكنون همه موجودات و اشياء را بر اساس جنس مذكر و مونث تقسيم مي‌كردند. اصفهاني‌ها دوشب را به عنوان شب چله برپا مي‌كردند و آيين‌هاي مخصوص به اين شب را به جا مي‌آوردند.آيين شب چله در شهر اصفهان خانوادگي برگزار مي‌شده است و خانواده‌هاي اصفهاني با پهن كردن سفره‌يي با عنوان " سفره شب چله " ، اين شب را گرامي مي‌داشتند.
هندوانه به‌عنوان نمادي كروي كه برونش سبز و درونش قرمز است و سمبل خورشيد محسوب مي‌شود،به‌عنوان مهمترين ميوه بر سر سفره چله قرار مي‌گيرد. از ديگر بخشهاي اين آيين در اصفهان قديم پهن كردن تمام البسه و رخت خوابها در هواي آزاد بويژه در مقابل خورشيد با هدف خوش آمدگويي به "عمو چله" و "چله زري" بوده است.
در استان كرمانشاه نيز كه از شهرهاي باستاني و كهن ايران زمين است ، شب يلدا از جايگاه ويژه‌اي در ميان مردم برخوردار است و همواره با مراسم زيبا و با شكوهي همراه است. مردم استان كرمانشاه براساس آييني كهن در اين شب بيدار مي‌مانند تا با شعر خواندن، قصه گفتن، فال حافظ گرفتن و آجيل خوردن با مادر جهان در زادن خورشيد همراهي و همدردي كنند. ميوه‌هايي نيز دراين شب خورده مي‌شود كه به گونه‌اي نمادي از خورشيد است مانند هندوانه سرخ، انار سرخ، سيب سرخ و يا ليموي زرد ، قصه‌هايي از عشق جاودانه شيرين و فرهاد، رستم و سهراب، حكايت حسين كرد شبستري و خواندن اشعار زيبا و دلنشين شامي كرمانشاهي در گذشته نقل مجالس شب يلدا در كرمانشاه بود. آن روزها افراد فاميل بنا بر رسمي ديرينه به خانه بزرگترين فرد فاميل كه معمولا پدر بزرگ و مادر بزرگ بودند مي‌رفتند و باتكاندن برفهاي زمستان از لباس هايشان در گرماي آرامش بخش كرسي فرو مي‌رفتند. افراد فاميل بر سر يك سفره باهم شام مي‌خوردند و بر روي سفره مخصوص اين شب خوردنيهاي متنوعي چيده مي‌شد.
خوردني‌هايي از قبيل آجيل ، راحت الحلقوم، مشكل‌گشا، شيريني محلي دست پخت مادر بزرگها به خصوص نان شيريني معروف " نان پنجره‌اي، كاك و نان برنجي "، و ميوه‌هايي چون انار، سيب و هندوانه كه نگين اين سفره بود. يكي از آداب زيبايي كه شب يلدا در استان كرمانشاه وجود دارد گرفتن فال حافظ است كه مردم با اعتقادات خاص خود رهنمودهايش را چراغ راه مشكلات خود در زندگي قرار مي‌دهند.همچنين دختران دم بخت با اين كار از باز شدن بخت خود در آن سال خبري مي‌گرفتند.
مردم استان زاهدان نيز براساس يك سنت ديرينه در شب يلدا در خانه بزرگ قوم خويش گردهم مي‌آيند و به قصه‌هايي كه پدربزرگ‌ها و مادر بزرگ‌ها برايشان نقل مي‌كنند گوش مي‌دهند.
برگزاري جشن‌ها و نشست‌هاي خانوادگي همراه‌باگروهي از اعتقادات اسطوره‌اي، شبي خاطره‌انگيزرابراي خانواده‌هاي زاهداني به‌خصوص كودكان ونوجوانان فراهم مي‌كند. گفتن قصه ، گرفتن فال حافظ ، بازي‌هاي دسته‌جمعي نظير گل يا پوچ و بيان لطيفه و خاطره رااز سرگرمي‌هاي شب يلدا در اين منطقه عنوان كرد.
استان آذربايجان‌شرقي نيز به عنوان يكي از خطه‌هاي زرخيز ايران زمين براي زنده نگه داشتن اين شب بيادماندني براي خود آداب و رسوم ويژه‌اي دارند كه به پاره‌اي از آنان اشاره مي‌شود. اكثر مردم آذربايجان در شب يلدا "چيلله قارپيزي" (هندوانه چله) مي‌خورند و معتقدند باخوردن هندوانه، لرز و سوز سرما به تنشان تاثير نداشته و اصلا سرماي زمستان را حس نمي‌كنند. در بيشتر شهرها و روستاهاي آذربايجان شرقي رسم بر اين است كه كساني كه نامزد هستند در دوران نامزدي در اين شب براي نامزدهاي خود " خوانچه " طبق مي‌فرستند و اقوام در هر چه بهتربودن اين خوانچه‌ها كمك مي‌كنند. محتويات خوانچه‌ها عبارتند از شيريني ، پرتقال ، سيب ، انار، هندوانه ، آيينه و پارچه كه با پولك و تور تزيين مي‌شود. هنگام غروب ،زنان فاميل هدايايي به رسم ياري به منزل داماد آورده و به جشن و پايكوبي مي‌پردازند. سپس طبق‌هاي آماده را بر سر افرادي كه معين شده قرار داده و روانه خانه عروس مي‌كنند و مادر عروس پس از تحويل طبق‌ها، هداياي مانند پول، شيريني، جوراب و دستمال به آنها مي‌دهد. فرداي اين شب مادر دختر تمام طبق‌ها را در اتاق ميهمان چيده و از زنان فاميل براي صرف ميوه و شيريني دعوت مي‌كند. همچنين علاوه بر فرستادن سهم چله براي نوعروس، در نخستين سال ازدواج زوج هاي تبريزي، پدر عروس قبل از غروب آفتاب سهم دختر و دامادش را كه شامل هندوانه، ميوه، آجيل، شيريني، يك قواره پيراهني باكفش و چادري روانه منزل آنها مي‌كند.
در آذربايجان سابقا كه ارتباطات به اين آساني نبود از اواخر تابستان مقدار زيادي هندوانه و خربزه در تور مي‌گذاشتند و آن را از سقف آشپرخانه آويزان مي‌كردند تادر هواي آزاد خراب نشود و يااينكه در كاه قرار مي‌دادند. هندوانه مهمترين خوراك شب چله مردم آذربايجان‌شرقي است. اغلب مردم در اين شب برنج، مرغ و آش شير پخته و بعداز شام نيز از تنقلات موجود در منزل شامل قاورقا (گندم برشته با شاهدانه)آجيل،لبو، هويچ، حلواي گردو انواع ميوه، خربزه، هندوانه و خشكبارهايي چون انگور، بادام و سنجد ميل مي‌كنند. ريش‌سفيد خانواده در حاليكه با چاقو هندوانه را مي‌برد، مي‌گويد قادا بلاميزي بو گئجه كسدوخ (بلاياي خودمان را امروز بريديم) در تبريز پوستهاي ميوه و اشغالها را درآب روان ريخته و اين رفتار راخوب و خوش يمن مي‌دانند. بعد از خوردن تنقلات و ميوه در سابق بزرگان خانواده به نقل حكايات و داستان‌هايي از حماسه‌هاي ملي اين سرزمين نظير، اصلي و كرم، باياتي خواندن و ضرب‌المثل پرداخته و تا پاسي از شب به صحبت و گفت و گو مشغول مي‌شوند. زنان معمولا تا پايان چله كوچك خانه تكاني نمي‌كنند و اعتقاد دارند اگردر طول اين دو چله كسي خانه تكاني كند، چله او را نفرين مي‌كند و اگر چله كسي را نفرين كند به نكبت و بدبختي گرفتار مي‌شود.
اما آيين شب يلدا در استان مركزي از ديرباز در سه شب متوالي باعناوين شب " چله‌بزرگه"، "چله وسطي" و" چله‌كوچيكه" برگزار مي‌شده و خويشان و دوستان سفره‌اي از مهر را مي‌گشودند و از هر دري سخني مي‌گفتند. يكي‌ازآيين‌هاي ويژه يلدا، در استان مركزي ديدار و بزرگان و سالخوردگان فاميل بوده‌است. در شب‌هاي چله افراد فاميل در همايشي صميمي دور كرسي چوبي جمع مي‌شدند و به قصه‌هاي بزرگترها گوش مي‌دادند. زنان و دختران روستايي در گرگ و ميش شب‌هاي چله در تكاپو و هيجاني خاص ملزومات غذا و تنقلات ويژه اين شب را مهيا مي‌كردند وبراي گذران ساعات خوش در كنار فاميل لحظه شماري مي‌كردند. آنان درسيني‌هاي قديمي مسي درفضاي دوده‌گرفته آشپزخانه‌هاي قديمي، انواع ميوه و تنقلات به ويژه هندوانه،انگور،تخمه و نخودچي كشمش، و خرما را مهيا مي‌كردند.دراين شب استثنايي پس از صرف شام و خواندن دعاي شكر درپاي سفره، همگان در كنار هم،از شادي‌ها و غم‌ها، موفقيت‌ها ، اعتقادات، اميدها و بيم‌هاشان مي‌گفتند. بزرگترها و ريش سفيدان فاميل در اين شب علاوه بر خواندن اشعار حافظ ، سعدي و فردوسي خاطرات و داستان‌هاي كهن ايران زمين را براي اعضاي خانواده نقل مي‌كردند.
در شب يلدا، بزرگترها با كودكان هم بازي مي‌شدند،"پر يا پوچ"دزد بازي و مشاعره از جمله بازيهايي است كه در شب چله در مناطق مختلف استان مركزي با مشاركت همه اعضاي خانواده رواج داشت. اين رسومات تا ‪ ۵۰‬سال پيش در شهر اراك و ساير مناطق استان مركزي به شكلي فرا گير وجود داشت اما اكنون به ندرت مي‌توان چنين جلوه‌هايي را به چشم ديد.
يلداي تهران قديم نيز با ميوه‌هاي تازه فصل پاييز ، ميوه‌هاي خشك شده تابستان آجيل مخصوص ، شيريني و هندوانه به صبح مي‌رسيد. تهرانيان قديم درهمه اعياد خود سنت حسنه جمع شدن افراد خانواده در منزل بزرگتر خانواده را منظور مي‌داشتند و همه فرزندان خانواده در منزل مادر و پدر جمع مي‌شدند. از سنن يلداي تهران ، صرف ميوه‌هاي تابستاني از جمله هندوانه است كه به دليل نزديكي اين مراكز كشاورزي با تهران ، ميوه هندوانه در خوراكي‌هاي شب يلداي تهرانيان قرار گرفته‌است. آجيل شب يلدا نيز از ديگر مصروفات تهراني‌ها است كه تركيب آن نشاني از اعتقاد و تجربه اهالي تهران قديم به خواص گوناگون ميوه‌هاي خشك شده است كه با عنوان " آخشيج "(تضادها)كاربرد داشته است. ولي تهراني‌ها شب يلدا را همه ساله جشن مي‌گيرند تا سنت‌هاي زيباي قديم در لابلاي زندگي مدرنيته شهرنشينيشان حفظ شود.

مردم استان قزوين نيز همچون ديگر هموطنان ايراني، اين آيين كهن را با رفتن به خانه بزرگ‌ترها مي‌گذرانند. به عقيده بزرگ‌ترها آوردن ميوه‌هاي مختلف خشك و تر و ميوه‌هاي سرخ فام كه به "شب چره" معروف است، همراه با خوراكي‌هاي ديگر شگون داشته و زمستان پر بركتي را نويد مي‌دهد. در بعضي مواقع كه مادر بزرگ‌ها در آوردن تنقلات تاخير مي‌كنند كوچكترها شعر "هر كه نيارد شب چره - انبارش موش بچره" سر مي‌دهند، كه مادربزرگ در آوردن "شب چره" تعجيل مي‌كند. دراين شب اغلب مردم قزوين با خوردن سبزي پلو با ماهي‌دودي و سپس هندوانه، انار، انواع تنقلات از جمله كشمش، گردو، تخمه، آجيل مشگل‌كشا و انجير خشك، شب نشيني خود را به اولين صبح زمستاني گره مي‌زنند. به عقيده مادر بزرگ‌هاي قزويني اگر دراين شب ننه سرما گريه كند باران مي‌بارد، اگر پنبه‌هاي لحاف بيرون بريزد برف مي‌آيد و اگر گردنبند مراوريدش پاره شود تگرگ مي‌آيد. يكي ديگر از آداب و رسوم "شب يلدا" فرستادن "خونچه چله" از سوي داماد به عنوان هديه زمستاني براي عروس است. در اين خونچه براي عروس پارچه، جواهر، كله‌قند و هفت نوع ميوه مثل گلابي هندوانه، خربزه، سيب، به با تزئينات خاصي فرستاده مي‌شود.

از جمله آيين‌هاي شب يلدا در خراسان شمالي آن است كه خانواده‌ها در اين شب‌نشيني شب يلدا تفالي نيز به ديوان حافظ مي‌كنند كه اين‌كار هم معمولا توسط بزرگ خانواده صورت مي‌گيرد. آنان ديوان اشعار لسان‌الغيب خواجه شيراز را با نيت بهروزي و شادكامي مي گشايند و فال و مراد دل خود را از او طلب مي‌كنند. بازگويي خاطرات، قصه‌گويي پدر بزرگها و مادر بزرگها نيز يكي از مواردي است كه يلدا را براي خانواده‌ها دلپذيرتر مي‌كند. يكي ديگر از سنت‌هاي كهن شب يلدا، چله بردن براي خانواده عروس است. با فرا رسيدن شب چله مردهاي جوان طبق‌هاي آراسته ميوه، شيريني و كله‌قند تزيين شده را به رسم هديه به خانه عروس جوان مي‌برند. اين طبق‌هاي هديه كه معمولا مسي است و روي آن با سفره‌هاي قرمز گلدوزي شده پوشانده شده، پر از ظرفهاي بزرگ ميوه پيچيده در زرورق‌هاي رنگين با گل و نوارهاي مواج مي‌شود.
مرداني اين طبق‌ها را بر سر گذارده و در پي يكديگر با شادي و پايكوبان راهي خانه عروس مي‌شوند. خانواده دختر نيز به پاس قدرداني و به رسم يادبود لباس‌و ياقطعه پارچه‌اي را براي خانواده داماد، در سيني خالي شده هدايا مي‌گذارند. اگر قبل از شب چله برف باريده باشد برخي از مردم شهر و روستا در اين شب با خوردن برف شيره، با شيرين كردن كام با معجوني از بارش زمستاني، با سردي زمستان آشتي مي‌كنند. همچنين بزرگترها با دادن حلوا قلقلي از كوچكترها پذيرايي مي‌كنند. حلوا قلقلي از كوبيده شدن مغز گردو، بادام، كنجد و ديگر دانه‌هاي روغني تهيه و سپس در شيره انگور نيز خوابانده مي‌شود. اما برخي از افراد كهنسال و نيز آشنايان به فرهنگ مردم در خراسان شمالي همه اين آيين و مراسم را بهانه‌ها و ترفندهايي براي گردهم آمدن خانواده‌ها، بجاي آوردن صله ارحام و رفع كدورتهاي احتمالي بين خويشاوندان مي‌دانند. آنان بر اين باورند كه پيشينيان در هر فصل به بهانه‌اي سعي مي‌كرده‌اند تا اقوام را جمع كرده و صلح، صفا و صميميت را در بين آنان حكمفرما كنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 9:41 بعد از ظهر  توسط فهیمه مسگری | 

 

 

تغییر ایستگاه اتوبوس بیمارستان شریعتی 

به گفته ی یکی از رانندگان اتوبوس تا چند روز دیگر ایستگاه اتوبوس بیمارستان شریعتی به روبروی پارک رفتگر انتقال خواهد یافت. فرد مذکور که ادعا داشت خبر او از منبع موثق است گفت : از این پس آخرین ایستگاه  اتوبوس های عمومی مسیر بیمارستان شریعتی مقابل پارک رفتگر است خواهند کرد وتنها اتوبوس های خصوصی مقابل بیمارستان توقف خواهند نمود پس اون سه هزار اتوبوس که قرار بود به صورت دست دوم از برزیل و آمریکا وارد بشه و دو هزارتایی هم که قرار بود نو و دست نخورده وارد بشه چی می شن ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 3:37 بعد از ظهر  توسط فهیمه مسگری | 
باغ فين 

خانه ي طبابايي ها

خانه ي طباطبا يي ها

بازار

مدرسه ومسجد آقا بزرگ

گلاب گیری کاشان

 

 

 

 

 

 

 

 

کاشان که هزار افتخار است او را

ز انواع  کمالات هزار  است او  را

از فلسفه و حکمت و عرفان و ادب

بر هر درو بر نقش و نگار است او را

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 4:50 بعد از ظهر  توسط فهیمه مسگری | 
همايش توسعه ارتباطات باند وسيع برگزارمي‌شود

به نام خدا

این روزا هر کی می فهمه چی می خونم اولین چیزی که می پرسه این سواله :

((ببخشید آخرش چی کاره میشی ؟)) و منم مخذول و نالان مجبور میشم یه ساعت حرف بزنم تا به دیگران بگم من قراره چی کاره بشم . تصمیم گرفتم اینجا بنویسم که شغل من در آینده چیه تا اگه احیانا شما دوست عزیز هم نمی دونی متوجه بشی که آخرو عاقبت این راه چیه البته اگه کاری واسش پیدا بشه

ویکی پدیا در مورد تعریف ارتباطات میگه :

تعریف : فرایند انتقال پیام از فرستنده به گیرنده به شرط همسان بودن معانی بین آنها.

حوزه‌های تخصصی ارتباطات به مسایل مختلفی میپردازند از جمله:

ارتباطات جمعی, ارتباطات توسعه, مطالعات رسانه ای, ارتباطات سازمانی, زبان شناسی اجتماعی, تحلیل گفتمان, زبان شناسی شناختی, معنی شناسی

مطالعات رسانه‌ای :

مطالعات رسانه‌ای نام حوزه‌ای از علوم ارتباطات است که به مطالعه رسانه‌های جمعی و آثار آنها بر افراد و جوامع میپردازد. از پیشگامان این حوزه مارشال مک لوهان و استوارت هال هستند. در ایران مطالعات رسانه‌ای به عنوان زیر مجموعه‌ای از علوم ارتباطات در دانشگاه تهران تدریس میشود.


ارتباطات رشته‌ای دانشگاهی است که به بررسی پدیدهٔ ارتباط می‌پردازد. ارتباط فرایند تبادل داده‌هاست که معمولاً از رهگذر سامانه‌ای از نمادهای مشترک انجام می‌گیرد. ارتباطات امروزه دارای دو حوزه کلی است، یکی اdette forstår bare norskeرتباطات به عنوان یکی از شاخه‌های علوم انسانی که شامل زیرشاخه‌هایی از جمله مطالعات ارتباطی و روزنامه‌نگاری و روابط عمومی است، و دیگری ارتباطات به عنوان یکی از شاخه‌های فناوری که مخابرات از زیرشاخه‌های آن بشمار می‌آید.

ارتباطات علم برقراری ارتباط است و دارای شاخه‌های گوناگون از جمله ارتباطات انسانی و ارتباطات همگانی است. ارتباط به معنای ایجاد رابطه تعامل و گفتگو است. در حال حاضر ارتباطات جزو مهم‌ترین و مورد علاقه‌ترین علوم است

رشته دانشگاهی :

ارتباطات رشته‌ای دانشگاهی است که به بررسی پدیدهٔ ارتباط می‌پردازد. ارتباط فرایند تبادل داده‌هاست که معمولاً از رهگذر سامانه‌ای از نمادهای مشترک انجام می‌گیرد. ارتباطات امروزه دارای دو حوزه کلی است، یکی ارتباطات به عنوان یکی از شاخه‌های علوم‌انسانی که به ارتباطات اجتماعی معروف است و در ایران شامل زیرشاخه‌هایی از جمله تحیق در ارتباطی جمعی، مدیریت رسانه روزنامه‌نگاری ، روابط عمومی ، مدیریت رسانه خبرگزاری‌ها، تبلیغات بازرگانی و خود ارتباطات اجتماعی است و دیگری ارتباطات به عنوان یکی از شاخه‌های فناوری ارتباطات و اطلاعات است که IT و ICT و مدیریت it در ایران از زیرشاخه‌های آن بشمار می‌آید. ارتباطات در ارتباطات اجتماعی بر اساس سیستم اجتماعی مورد نظر تعریف میشود بطور مثال در ارتباطات انسانی «تفهیم و تفاهم و تسهیم معنی»(علی اکبر فرهنگی) قابل کاربرد است ولی در رسانه‌ها از تعریف محسنیان راد استفاده میشود که میگوید«فراگرد انتقال پیام از گیرنده به فرستنده مشروط بر اینکه معنی متجلی شده در گیرنده شبیه معنی مورد نظر فرستنده باشد» البته برای موارد دیگر مانند موسیقی باید ار تعاریف دیگری در ارتباطات استفاده کرد. تعریف ارتباطات در علوم پایه از مدل شنن و ویور استفاده میکند و در آن انتقال سیگنال و اطلاعات از مهم‌ترین ارکان بشمار می‌آید.رشته مدیریت رسانه در ایران در دانشکده صدا و سیما تدریس می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 1:46 بعد از ظهر  توسط فهیمه مسگری | 

سلام

از اونجایی که ما هم جزوی از این دانشگاه بزرگ هستیم بر ان شدم تا تاریخچه ی دانشگاه تهران رو بنویسم . دفعه بعدی هم تاریخچه دانشکده علوم اجتماعی رو می نویسم (البته اگه تاریخچه ای در کار باشه )


طرح تأسيس دانشگاه تهران

در بهمن ماه سال ۱۳۱۲ شمسی، جلسه هیات دولت وقت، پیشنهاد تأسیس دانشگاه مطرح شد. دربارهٔ این پیشنهاد، علی اصغر حکمت وزير معارف و مسئول اجراي طرح تأسيس دانشگاه تهران و نخستین رئيس اين دانشگاه، در كتاب خاطراتش چنین نوشته است

در يكي از شب‌هاي فرخنده اواخر بهمن ۱۳۱۲ جلسة هيأت وزرا در حضور شاه در عمارتي كه اكنون مقر كاخ ملكه پهلوي است تشكيل شده بود. سخن از آبادي تهران و عظمت ابنيه و عمارات و قصور زيباي جديد در ميان آمد. مرحوم فروغي (ذكاءالملك) رئيس‌الوزرا در اين باب به شاهنشاه تبريك گفت ديگر وزيران نيز هريك به تحسين و تمجيد زبان گشوده بودند. نوبت به بنده نگارنده رسيد كه به سمت كفيل وزارت معارف در آن ميان حاضر بودم. گويا خداوند متعال به قلب من الهام كرد كه عرض كردم در آبادي و عظمت پايتخت البته شكي نيست ولي نقصي كه دارد اين است كه اين شهر هنوز عمارت مخصوص “اونيورسيته“ (دانشگاه) ندارد و حيف است كه اين شهر نوين از همه بلاد بزرگ عالم از اين حيث عقب باشد. شاه بعد از اندك تأملي يك كلمه گفتند “بسيار خوب آن‌را بسازيد“.

در جلسه بعدِ هيأت وزرا در آغاز به‌وزير ماليه مرحوم علي‌اكبر داور، رو نموده و فرمودند در بودجه سال آينده مبلغ ۲۵۰۰۰۰ تومان به وزارت معارف اعتبار بدهيد كه به مصرف ساختمان مدرسه برسانند. چند روز بعد كه بودجه سال نو تدوين و تنظيم شد و به تصويب رسيد وزير ماليه اضافه براعتبار مقرر سال قبل مبلغ مزبور را جهت ساختمان مدارس در فصل مخصوص گنجانيده و قبل از نوروز 1313 به تصويب رسيد و به‌وزارت معارف هم ابلاغ شد و من مأمور و مكلف شدم كه ساختمان دانشگاه را آغاز نمايم.

علی اصغر حکمت بی درنگ دست به کار شد و جستجو برای مکان یابی مناسب دانشگاه را با کمک و مشاوره آندره گدار، معمار چیره دست فرانسوی که در آن روزگار به عنوان مهندس در خدمت وزارت معارف بود آغاز کرد. آنان پس از جستجوی بسیار در میان ابنیه، باغها و زمینهای فراوان آن روز اطراف تهران باغ جلالیه را برای احداث دانشگاه برگزیدند.

بنابر قولي در سال هاي 46-45 به دستور دانشگاه تهران

رياست وقت دانشگاه طرحي در ميان دانشجويان و طراحان مختلف به مسابقه گذاشته شد. از ميان طرح هاي رسيده طرح دانشجويي به نام «کوروش فرزامي» (از دانشکده هنرهاي زيبا) به عنوان طرح برتر برگزيده شد. کار اجراي طرح، ابتدا به يک شرکت پيمانکار سوئيسي واگذار شد که به دليل نواقص مربوط به مراحل قالب بندي از ادامه کار توسط اين شرکت ممانعت شد و يک شرکت پيمانکاري ايران به نام «شرکت آرمه» اجراي طرح را به عهده گرفته و به اتمام رساند. بنابر آخرين صورت حساب و وضعيت شرکت آرمه هزينه اجراي طرح مبلغ 24 هزار و500 تومان بوده است. اگر چه تاريخ ساخت سردر را در سال هاي 46-45 مي دانند، اما تا سال 1348 هيچ سندي در خصوص آن در آرشيو دانشگاه مشاهده نشده است. در نشريه شماره 2 «هنر معماري» (تير ، مرداد، شهريور1348) عکس هايي از سردر دانشگاه تهران به چاپ رسيده است در ذيل آن نام طراح و محاسب سردر آورده شده است ( اين منبع نيز طراح را که کوروش فرزامي و محاسب آن را سيمون سرکيسيان ذکر کرده است).


اينم نماهنگ دانشگاه تهران :

http://http://tusca.ut.ac.ir/Flash/loaded.htm

به هر حال خدا پدر علي اصغر حكمتو بيامرزه چون اگه خودشو پيشنهادش نبود معلوم نبود ما الان كجاي اين كشور عزيز بايد درس مي خونديم يا شايدم عمرمونو تلف مي كرديم اما حق سردر دانشگاه تهران نيست كه عكس رو اسكناس ۵۰ تومني باشه عكسشو به نظر من بايد روي ۱۰۰۰۰تومني بزنن به اميد اون روز

تصویر:سردر دانشگاه.jpg

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 3:26 بعد از ظهر  توسط فهیمه مسگری | 
آزادي

 تاریخچه :

تاریخچه برج آزادی به سال ۱۳۴۵ شمسی بر می‌گردد. در این سال طرح یک نماد معرف ایران بین معماران ایرانی به مسابقه گذاشته می‌شود و در نهایت طرح مهندس حسین امانت‌، بیست و شش ساله و فارغ‌التحصیل دانشگاه تهران برنده و برای ساخت انتخاب می‌شود. عملیات بنا برج آزادی در یازدهم آبان ۱۳۴۸ شمسی آغاز می‌شود و پس از بیست و هشت ماه کار‌، در ۲۴ دیماه ۱۳۵۰ با نام برج شهیاد به بهره برداری می‌رسید. معماری برج آزادی تلفیقی از معماری دوران هخامنشی، ساسانی و اسلامی است. این بنای سه طبقه چهار آسانسور و دو راه پله و ۲۸۶ پلکان دارد. در محوطه زیرین آزادی چندین سالن نمایش، نگار خانه، کتابخانه، موزه و ... قرار دارد . طول این بنا ۶۳ متر، ارتفاع آن از سطح زمین ۴۵ و ارتفاع از کف موزه ۵ متر است .

برج آزادی نماد شهر تهران است که در سال ۱۳۴۹ توسط معمار ایرانی بهائی حسین امانت[1][2] که در آن زمان یک دانشجوی ۲۶ ساله بود به یادبود جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران طراحی و ساخته‌شد. این برج که به نام برج شهیاد معروف بود هم اکنون به آزادی معروف گردیده‌است.البته نام میدان تغییر کرده و حتی در تارنمای شهرداری تهران هم از نام برج شهیاد استفاده شده‌است. در مراسم آغاز به کار این برج زیبا که در سمت غرب شهر تهران قرار دارد شهبانو فرح و شاهنشاه آرامهر نیز حضور داشتند. و برای نخستین بار منشور کورش بزرگ (نخستین نوشته حقوق بشر) در این مکان پرده برداری شد. این اثر تاریخی که حدود ۲۵۵۰ سال پیش و توسط کورش بزرگ ساخته شد هم اکنون در موزه بریتانیا قرار دارد. حسین امانت امروز در ونکوورکانادا زندگی میکند.

برج آزادی در ایران، نمونه‌ای از نماد و نشانه‌های شهری به طراحی و اجرای حسین امانت است که معماری شاخص آن تلفیق طاق‌های معماری قبل و بعد از اسلام و تبدیل آن به نمادی زیبا به لحاظ معماری است. در این طرح معمار حتی به جزئیات اجرای بنا و نحوه چیدمان سنگ‌های نماد دقت وافری مبذول داشته تا در نهایت جز جز اجزا به کل واحدی بدل گردند.[3]

منبع:http://fa.wikipedia.org

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 1:23 بعد از ظهر  توسط فهیمه مسگری | 
قلم

سلام

به وبلاگ قلم نوک تیز خوش اومدید.

راستش ساختن یه وبلاگ کار چندان مشکلی نیست ، اما این که چی توش بنویسی که مخاطبو جذب کنه و چطور ادامش بدی کار سختو طاقت فرساییه .

مقدمه :

من اسم وبلاگمو گذاشتم فلم نوک تیز تا بانوک تیز قلمم به همه جا سر بکسم ودر مورد همه کس وهمه چیز بنویسم . امیدوارم قلمم از حدو مرز خودش بالاتر نره و با نوک تیز خودش کسی رو نرنجونه .

انگیزه :

خب انگیزه ای برای شروع در کار نبود جز این که استادمون همین ترم اولی ازمون خواستن وبلاگ بسازیم. وانگیزشونم نمی دونم

موضوع:

موضوع رو نوک قلم تعیین می کنه یعنی هر جا اون دست بذاره منم ادامش میدم . پس موضوع خاصی رو دنبال نمی کنم .

تا کی ؟!:

این که تا کی باید این وبلاگو ادمه بدم رو خودمم نمی دونم شاید آخر ترم دیگه به روزش نکنم ، یا شایدم تا آخر درسم ادامه بدم شایـــــــــــــــــدم تا آخر عمرم !!!!!

به هر حال امیدوارم وبلاگ خوبی از آب در بیادو شما هم مخاطبای پرو پا قرصش باشید

ممنون و خدانگهدار

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 6:23 بعد از ظهر  توسط فهیمه مسگری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
پیوندها
خبرنگار
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM